|
یادداشت های سید حمید متقی
|
عصرنو:در ماه گذشته اخبار جسته و گریختهاي حاكی از اخراج چند تن از اساتید دانشگاه فضای دانشگاهی كشور را متشنج كرد.
برخی از مطبوعات و خبرگزاریها خبر دادند كه حكم اخراج دكتر حسن نمكدوست،استاد برجسته ارتباطات وپژوهشگر نمونه سال، توسط مدیریت جدید دانشگاه علامه صادر شده است.
چند روز بعد نیز روزنامه اعتماد ملی فاش كرد كه دكترمردیها وقاضی زاده نیزمورد مهرورزی قرار گرفته وبه سرنوشت دكتر نمكدوست دچار شده اند.
این امر سبب می شود که نقش برخی از عوامل بیش از اندازه پررنگ شود وبرخی دیگر از عوامل که شاید کم اهمیت تر از موارد مطالعه نباشند در تحلیل مغفول مانده،نتیجه تحلیل با واقعیت رخداد اجتماعی-سیاسی مطابقت نداشته باشد.
اگر به تحلیل های ارائه شده درباره رخداد های مختلف جامعه خود نیز نگاهی بیافکنیم بدون شک در خواهيم يافت كه این نقیصه در بسیاری از آنها قابل تعميم است.
از تحلیل رفتار تماشاچیان فوتبال گرفته تا چرایی انقلاب اسلامی واز خالی بودن صندلی سینماها تاعلل شکست نهضت ملی نفت ...
به طور مثال همگي شاهد بوديم كه هنوز بسیاری از بازیگران عرصه سیاست ایران از شوک ناشی از انتخابات دوم خرداد وپیروزی قاطع وخیره کننده سیدمحمد خاتمی و ورود وی به کاخ ریاست جمهوری ایران، خارج نشده بودند که بازار ارائه تحلیل چرایی این رویداد پیچیده گرم شد وبسیاری از تحلیلگران از جنبه های متفاوت به بررسی این فرایند پرداختند.
برخی با مقایسه امکانات رقبا وبا توجه به این مساله که تنها نامزدی که در انتخابات مورد حمایت جدی دانشگاه وجنبش دانشجویی قرار گرفته، سید محمدخاتمی بود،به حق برای جنبش دانشجویی در این رویداد سرنوشت ساز نقش ویژه ای در نظر گرفتند. اما متاسفانه با گذشت زمان وارائه تحلیل های بعدی هر روز نقش جنبش دانشجویی در این رویداد فربه تر شد وپارامترهای دیگر این رویداد کمرنگ تر شدند واین مساله تا جائی پیش رفت که برخی علت العلل رویداد دوم خرداد را جنبش دانشجویی نامیدند واین پرسش که چگونه توزیع رای خاتمی در اکثریت قریب به اتفاق ایران ازتهران گرفته تا سرخس وازمسجد سلیمان گرفته تا اصفهان کم و بیش یکسان بوده است؟ رامغفول گذاشتند...