تبليغاتX
شب هزار و یکم - احمدي نژاد؛ نظام سرمايه داري وحكايت يوزارسيف
یادداشت های سید حمید متقی

اعتماد: چرا نظام لیبرال سرمایه داری غرب تاکنون پا برجا مانده است؟ چرا با همه پیش بینی های صورت گرفته درباره سقوط محتوم این نظام در طول دویست سال گذشته هنوز این سیستم یکی از واقعیت های غیر قابل انکار زمان ماست؟

بسیاری از بزرگان اندیشه وفلسفه از مارکس وانگلس گرفته تا لنین ولوکزامبورگ وحتی اقتصادداناني چون مالتوس موعدی را برای مرگ و فروپاشي این نظام در نظر گرفته اند. اما با همه فراز وفرودهاي اين دو سده شاهديم درست در بزنگاهي كه انتظار مي رود پيش بيني ها با واقعيت قرين شود وهمه آماده حضوردر مراسم تدفين آن شوند، اين موجود سخت جان تكاني به خود داده با انرژي وطراوت بيشتر جنب وجوش خود را از سر مي گيرد.

براي دستيابي به پاسخ اين پرسش مطمئنا بايد به بسياري از وجوه تفاوت اين نظام با نظام هاي ديگر وپارامترهاي موثر برآن توجه كرد. در اين زمينه پاسخ هاي متفاوت وگاه متعارضي نيز داده شده كه به فراخور نوع نگاه تحليل گران به اين مقوله قابل توجيه است كه در اين مجال كوتاه امكان پرداختن به آن وجود ندارد.

با اين همه ودرصورت بررسي اين پاسخ ها مي توان شاه بيت همگي آنها را در قدرت فوق العاده اين نظام در تصحيح مسير خود عنوان كرد. مرحوم شريعتي در جزوه كوچكي به نام "به سرعقل آمدن سرمايه داري" با اشاره به همين موضوع تلاش مي كند دلايل عدم وقوع انقلاب پرولتاريا را بررسي كند. وي با تكيه بر ادبيات چپ زده مرسوم دهه چهل وپنجاه تاكيد دارد كه نظام سرمايه داري با تجزيه وتحليل دقيق نظريات ماركس وبرطرف كردن روبنايي نارسايي هايي كه وي آنها را به عنوان مهمترين عوامل فروپاشي اين نظام برمي شمرد وقوع انقلاب را به تعويق انداخته است.

به زبان ديگر وفارغ از بدبيني چپ انگارانه مرحوم شريعتي نسبت به نظام ليبرال سرمايه داري، مي توان اين گونه بيان داشت كه بقا ونجات نظام ليبرال سرمايه داري بيش از همه عوامل مديون دشمنان و منتقدان آن است. نظريه پردازان اين سيستم به جاي تخطئه و نفي نظر منتقدان از آنها به عنوان دستگاه هاي پيش بيني زلزله استفاده مي كنند. همين امروز نيز شايد بتوان تحولات اخير ايالات متحده وشعارهاي تغييرطلبانه اوباما را نيز در همين چارچوب مورد بررسي قرار داد.

شايد در وهله نخست تامل در هشدارهاي منتقدين از سوي سيستم هاي مختلف امري بديهي به نظر برسد. حتي اگر از بینندگان پروپاقرص تلویزیون وطنی باشيد و مجموعه یوسف به روایت فرج الله سلحشور را به تماشا نشسته باشيد.احتمالا از اين مجموعه نيز مي توانيد شاهد بياوريد كه در یکی از قسمت ها پس از تعبیر خواب فرعون توسط جناب یوزارسیف و ارائه راهکار وی برای مقابله با بحران پیش روی مصر، در صحن تالار کاخ بحث داغی بین حضار در می گیرد که هم اكنون در برابر این هشدار چه باید کرد؟ بعضی از افراد با این استدلال که به صرف یک پیش بینی نباید مسیر حرکت را تغییر داد خواهان آن بودند که به توصیه مطرح شده وقعی گذاشته نشود. در مقابل نیز گروهی معتقد بودند که به سبب صدق پیش بینی های گذشته یوزارسیف و با توجه به راهکار عقلانی ارائه شده توسط وی، منطق حکم می کند حتي با وجود مخالفت وي با كيش رسمي مصر، به توصیه وی عمل شود. در این بین نیز جناب فرعون هم که فروتنانه به سخنان بندگان خویش گوش سپرده بود، دمکرات منشانه نظر دوم که نظر اکثریت بود را پذیرفت...

با این حال آيا سيستم هاي ديگر موجود جهان نيز توانسته اند از جام ناميرايي نظام "ليبرال سرمايه داري" جرعه اي بنوشند؟ از بلوك شرق گرفته تا بسياري از كشورهاي خاورميانه وآفريقا وامريكاي لاتين؟

آيا ما در كشور خود از این نسخه استفاده کرده ایم؟ به طور نمونه در سه سال گذشته وپس از آشكار شدن نوع رويكرد رئيس دولت نهم به مسائل كشور، بسياري از متخصصان، دلسوزان ومديران سابق اجرايي كشور به روش هاي متفاوت نسبت به عواقب سياست هاي اتخاذ شده هشدار داده ادامه اين روند را به صلاح مردم، كشور ونظام ندانسته اند. آن روزها اقتصاددان هاي كشور هشدار مي دادند كه ممكن است قيمت نفت سقوط كند، افزايش نقدينگي به افزايش تورم مي انجامد و... برنامه ريزان كشور نسبت به حذف سازمان مديريت وبرنامه ريزي هشدار مي دادند. ديپلمات ها خواهان جلوگيري از موضعگيري هاي ماجراجويانه بعضي از دولتمردان بودند و...

در مقابل رئيس دولت نهم پيش بيني مي كرد كه نفت ديگر قيمت زير صد دلار را نخواهد ديد، هيچ رابطه مستقيمي بين تورم ونقدينگي وجود ندارد[جاي شكرش باقي است كه پس از سه سال وتجربه عملي اين قانون اقتصادي، دولت نهم پذيرفت كه بين تورم ونقدينگي مي تواند ارتباط وجود داشته باشد]. پرونده اتمي ايران به شوراي امنيت نخواهد رفت، بحران اقتصاد جهاني بر اقتصاد ما تاثير نخواهد داشت و...

به شهادت رسانه ها اكثر قريب به اتفاق انتقادات منتقدين ودلسوزان كشور با بي مهري وبي اعتنايي دولت مهرورز مواجه شد ودر رسانه هاي حامي دولت نهم منتقدين به چوب اتهام كم اطلاعي، نگراني نسبت به منافع شخصي، وادادگي و... مورد نوازش قرار گرفتند.

بي توجهي به توصيه ها وهشدارهاي منتقدين ومتخصصان كشور فضايي را به وجود آورده است كه چندماه مانده به انتخابات رياست جمهوري، دلسوزان دو جريان سياسي اصلي كشور را به تكاپوي جدي براي ايجاد تغيير مديريت اجرايي كشور وا داشته است. از سويي از اردوگاه اصولگرايان شعار تلاش براي ايجاد دولت وحدت ملي به گوش مي رسد واصلاح طلبان نيز مردم را به دولت نجات ملي فرا مي خوانند.

با توجه به روند كنوني واثبات بسياري از ادعاهاي منتقدين سياست هاي دولت نهم و اشتباه از آب در آمدن پيش بيني هاي محمود احمدي نژاد منطقي به نظر مي رسد كه دولت به اصلاح مسير خود اقدام كند.

مسولان دولت نهم اگرچه به نسخه بقاي نظام سرمايه داري توجه نكرده و به هشدارهاي منتقدان متخصص وقعي ننهادند.اما بايد اميدوار بود كه با آشكار شدن نتايج عملكرد خود در چندماه باقي مانده دوره فعاليتشان حداقل به نسخه فرعون، يوزارسيف واكثريت مصري هاي 5000 سال پيش عمل كنند ودر آغاز هزاره سوم ايده اقليت آن دوران را تجربه نکنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 0:31  توسط سیدحمید متقی  |