|
یادداشت های سید حمید متقی
|
نشریه هشتادو هشت: اگر درچند ماه گذشته به ملاقات سیدمحمد خاتمی رفته باشید و یا اخبار سخنرانی ها، اظهارنظرها وملاقات های وی با اقشار مختلف جامعه را پیگیری کرده باشید، بدون شک اطمینان ودلگرمی رئیس جمهورسابق نسبت به انتخاب مردم در بیست ودوم خردادماه را احساس خواهید کرد. با این حال و در کنار این دلگرمی واطمینان نمی توان از برخی اظهارات خاتمی درباره دوران پس از روز داوری ملت، که نشان از دغدغه های آینده نگرانه وی دارد، به آسانی گذر کرد.
می توان اذعان داشت که بسیاری از مخاطبان خاتمی متفق القولند که چگونگی پاسخ به خواست ها وتوقعات ملت در کوتاه مدت و همچنین احتمال ناامیدی آنها در مواجهه با نخستین ناملایمات ومشکلات یکی از اساسی ترین نگرانی های رئیس جمهور دوره اصلاحات و شاید عامل اصلی تامل وی برای گام نهادن به میدان رقابت های انتخابات ریاست جمهوری دهم است.
چگونه می توان با سیل توقعات وانتظارات مردم که اتفاقا اکثر قریب به اتفاق آنها به حق نیزهستند به تعاملی منطقی و دوسویه دست یافت؟ مردمی که در زمینه معیشت دست کم خواهان بازگشت به سال 84 هستند، آن هم در کشوری که سه سال است فاقد سازمان مدیریت است، در این مدت نقدینگی دو برابر شده وچهار قطعنامه شورای امنیت علیه آن صادر شده باشد و ده ها مشکل جدید در آن به وجود آمده باشد. در زمینه فرهنگ، اجتماع ،سیاست داخلی، حقوق بشر، دیپلماسی و... هم که بماند. مطمئن باشید که بسیاری از چهره های ضد اصلاحات، رسانه ملی و نشریات اصولگرا به محض ورود مجدد خاتمی به ساختمان پاستور دوباره به یاد معیشت خلق الله خواهند افتاد و درکنار آنها بعضی از دوستان آوانگارد و سوپر انقلابی نیز هر روز با خلاقیت بیشتر بر سیاهه مطالبات خواهند افزود وبه احتمال زیاد در مدت کوتاهی مردم سرخورده از عدم برآورده شدن خواست های خود منفعلانه به کنجی خواهند خزید و اقلیتی سرنوشت آنها را رقم خواهد زد.
فکر می کنید در برابر این اتفاق محتوم چه راهکاری می توان در پیش گرفت؟ این نکته مهمی است که به نظر می رسد دلسوزان مردم وکشور باید با توجه ویژه به آن بپردازند و راهکارهای مناسبی برای مقابله با این معضل بیابند.
بد نیست در این مجال با تورقی در تاریخ معاصر به بازخوانی کوتاه چند تجربه مهم در این زمینه بپردازیم.
درست فردای روزی که مجلس شانزدهم مشروطه در اردیبهشت ماه سال30 ناچار شد به خواست قاطبه ملت تن داده و مرحوم مصدق را به مقام نخست وزیری کشور انتخاب کند، روزنامه اطلاعات که مهمترین بازوی رسانه ای دربار وحاکمیت یکه سالار به شمار می رفت با چرخشی صد وهشتاد درجه با استقبال از صدارت مصدق در سرمقاله خود نوشت" مردی که پنجاه سال ملت ایران به دنبال وی می گشت سرانجام بر مسند قدرت تکیه زد" ودر ادامه با فهرست کردن نارسایی هایی دولت های پیشین از کمبود بهداشت در روستاها وشهرها گرفته تا نبود جاده های آسفالت در بسیاری از مناطق کشور اعلام کرد که ملت خوشحال باشید که مصدق آمده تا این کمبودها را جبران کند.
مرحوم مصدق که با علم به محدودیت اختیارات قانونی خود، امکانات موجود وسنگ اندازی های مخالفان ، دست دربار را خوانده بود در برابر این تاکتیک روزنامه اطلاعات، اطلاعیه ای خطاب به ملت ونمایندگان مجلس صادر کرد ودر آن برای یادآوری طی سه بند به روشنی برنامه های خود را مجددا به اطلاع مردم رساند. وعده های وی عبارت بودند از 1) کوتاهی دست اجانب از نفت ایران. 2) لغو حکومت نظامی. 3) اصلاح قانون انتخابات.
این اقدام هوشمندانه مصدق تا مدتی کوتاه موثر واقع شد اما متاسفانه جناح دربار و به همراه برخی جریانات سوپر انقلابی از دو سوی میدان با دامن زدن به اهداف حداکثری، که بسیار فراتر از برنامه های اعلام شده توسط مصدق بود، فضا را غبار آلود کرده مردم را نسبت به بسیاری ازکامیابی های دولت ملی دلسرد کردند.
از سویی نمایندگان مجلس درمخالفت با دولت به یک باره متوجه مشکلات مردم شدند. یکی از فقر مردم ناله سر می داد،دیگری ازمحرومیت در شهرستان ها وتجمیع امکانات در پایتخت ابراز انزجار می کرد ونماینده دیگری نیز در نطق خود با مقایسه آمار بیمارستان ها،مدارس و... شهرهای بزرگ با روستاها خواهان زدودن محرومیت های ساختاری کشور شد و در جامعه این گونه القا می شد که بقای این مشکلات معطوف به کندی عملکرد دولت مصدق است و از سوی دیگر حزب توده با چپ روی های افراطی و راهپیمایی های هر روزه خود با بهانه دادن به نظامیان، یکی از مهمترین دستاوردهای مصدق یعنی حکم الغای حکومت نظامی را به بایگانی سپرد.
وشاهد بودیم این شرایط در کنار برخی تحولات دیگر آرام آرام باعث تحلیل نیروی عظیم مردمی حامی مصدق شد و در روز سرنوشت مردم سرخورده و بی تفاوت در کنج خانه ماندند وناامیدانه سقوط دولت اصلاح طلب مصدق را به نظاره نشستند.
اگر مطالعه تاریخ کشورمان ادامه دهیم بدون شک می توانیم به صور گوناگون ودر ابعاد متفاوت تکرار این تجربه را شاهد باشیم.
یازده سال پیش نیزبه گونه ای دیگر این تجربه را تکرار کردیم. درست پس از پیروزی خیره کننده مردم در دوم خرداد76 وفوران شور وهیجان ناشی از این رویداد بزرگ آرام آرام پیچک انتظارات و توقعات که در برخی از موارد بسیار فراتر از اختیارات، توان واهداف خاتمی و هم فکرانش بود ساقه نوپای جنبش دوم خرداد را در برگرفت. بعضی چهره های دوراندیش وبا سابقه اصلاح طلب که خطر این رویداد را احساس کرده بودند در این باره هشدار دادند. از جمله این هشدارها می توان به گفتگوی بهزاد نبوی با روزنامه سلام در شهریورماه 76 اشاره کرد وی در آن گفت وگو اعلام کرد که در بهترین حالت فقط بیست درصد قدرت در اختیار رئیس جمهور و دولت قرار دارد وباید در حد این اختیارات از دولت انتظار داشت.
باید اعتراف کنم آن روز که آن گفت وگو را مطالعه کردم به مانند بسیاری از جوانان آن دوره آن اظهارات را نپسندیدم. حتی شاید در ذهن بسیاری از هم نسلان من این سخنان شاهدی بود برفاصله گرفتن اصلاح طلبان از ميثاق خود با مردم.
متاسفانه سرعت غیرقابل باور رویدادها وشور ناشی از آن پیروزی بزرگ سبب شد که هشدارهاي دلسوزان باز هم به فراموشی سپرده شود ودوباره تکرار سناریوی گذشته...وغبار آلود شدن فضا توسط ضد اصلاحات با بزرگنمایی برخی نارسایی های اقتصادی از یک سوی میدان وبرخی دوستان آوانگارد با کوچک شمردن کامیابی های اصلاح طلبان از سوی دیگر میدان وتبديل خيل پرجوش وخروش مردم به ناظراني نا اميد وخسته و بي تفاوت در برابر بسياري از اقدامات ضداصلاحات.
سرانجام فضاچنان غیرشفاف شد که کمتر کسی توان مشاهده گام های بلند اقتصادی، سیاسی، فرهنگی واجتماعی در دوره اصلاحات را یافت. شاید اگر نگاتیو دولت اصلاحات پس از سوم تیر بر کشور مستولی نمی شد حداقل تا یکی دو دهه عامه مردم تصويري منصفانه از اقدامات حیاتی وسرنوشت ساز دولت اصلاحات در ذهن خود پيدانمي كردند.
با بررسي اين تجربيات مطمئنا بهتر مي توان براي آينده برنامه تهيه كرد. برنامه هايي كه بايد در انها چند پارامتر اصلي مورد توجه ويژه قرارگيرند.
نخست اينكه شعارهاي اصلاح طلبان بايد دست يافتني و متناسب با اختيارات، اهداف وتوان مجموعه اصلاح طلبان باشد.
ديگر اينكه با ترسيم واقعيت هاي كنوني كشور وهمچنين برنامه هاي اصلاح طبان براي خروج از وضعيت فعلي به مردم گوشزد كنيم كه كاميابي در انتخابات بيست و دوم خردادماه پايان مسيرپروژه نجات كشور نيست بلكه آغاز اين مسيرسخت، طولاني .پر سنگلاخ است.
مهمتر از همه اينكه نقش مردم را فقط در روز راي گيري نبينيم وبا طراحي شيوه اي منسجم، منطقي وقابل اجرا از نيروي انها براي شكستن موانع پروژه نجات كشور بهره بگيريم. به قول خاتمي حضور مردم باطل السحر طلسم مشكلات كشور خواهد بود.