تبليغاتX
شب هزار و یکم - ماشين تخريب كاغذي
یادداشت های سید حمید متقی

اعتماد: سال پیش درست در چنین ایامی یکی از پایگاه های خبری حامی دولت نهم موسوم به "نوسازی" به بهانه مغایر دانستن دخالت نظامیان در امور سیاسی با سیره نظری وعملی بنیانگذار جمهوری اسلامی توسط سیدحسن خمینی، مطلب موهنی علیه وی منتشر کرد. این مطلب با واکنش گسترده دلسوزان و چهره های شاخص کشور مواجه شد. در همین زمینه و در اعتراض به این توهین آیت الله توسلی رئیس دفتر امام از جان نیز دریغ نکرد وهنگام سخنرانی در مجمع تشخیص مصلحت به سبب تالم ناشی از آن نوشته به شدت منقلب شده جان به جان آفرین تسلیم کرد.
هنوز یک سال از آن رویداد نگذشته است که شاهد قرار گرفتن نشریه ای روی پیشخوان کیوسک های مطبوعاتی کشور هستیم که به لحاظ نوع تخریب چهره های شاخص کشور منحصر به فرد بوده وانتشار آن تحولی چشمگیر در این بخش به شمار می رود.
قابل تامل آنکه برخی سایت های خبری افشا کرده اند که چند تن از دست اندرکاران نوسازی از گردانندگان اصلی نشریه همت هستند. فارغ از صحت وسقم این اخبار با بررسی محتوای این دو رسانه نیز به شباهت های غیر قابل انکاری در زمینه تولید محتوای این رسانه ها دست می یابیم.
در آغازین روزهای جشنهای پیروزی انقلاب، نشریه همت در صفحه نخست شماره سیزدهم بهمن ماه خود با تهیه پوستری، بسیاری از چهره های شاخص، محبوب وکارآمد کشور را به طراحی حذف فیزیکی محمود احمدی نژاد متهم کرده است.
همت که خود را ارگان هسته های مقاومت تاکتیکی! می نامد در صفحات دیگر نیز از خجالت نیروهای سیاسی کشور که به هر صورت انتقادی به عملکرد دولت نهم داشته اند در می آید و رئیس مجلس خبرگان رهبری، رئیس جمهور دوره اصلاحات، نخست وزیر دوران امام و برخی احزاب از جمله مجاهدین انقلاب، کارگزاران سازندگی وجمعیت ایثارگران را مورد لطف خود قرار می دهد. این لطف حتی دامن چهره اصولگرا را نیز می گیرد وقالیباف، رضایی، ضرغامی وافروغ نیز به عنوان بخشی از طراحان حذف فیزیکی رئیس دولت نهم مورد التفات ویژه این نشریه قرار می گیرند.
برای بررسی بهتر روندی که امروز به انتشار همت رسیده است بد نیست به تاریخچه تخریب چهره های شاخص نظام نگاهی هر چند گذرا داشته باشیم.
کیهان، سوره، رسالت ومشکلی به نام وزیر ارشاد
پس از پایان جنگ ودر سال های ابتدایی دهه هفتاد که آرام آرام چهره های جریان چپ اسلامی از صحنه مدیریت کشور حذف می شدند، اتحادی بین جناح سنتی محافظه کار و جریان هایی نوخاسته ای که آن زمان به عنوان چپ جدید ودر زمان کنونی با نام راست افراطی در جغرافیای سیاسی کشور شناخته می شدند درحذف وزیر ارشاد آن دوره بنیان نهاده شد. این دو جریان سیدمحمد خاتمی را به سبب مشرب فکری و مشی عملی وی، فرد مناسبی برای مبارزه با شبیخون فرهنگی نمی دیدند. بدین سبب از سال 69 حملات گسترده ای علیه وی را طراحی وبه مرحله اجرا در آوردند. از حمله به مراکز فرهنگی گرفته تا راهپیمایی در تهران وقم واز انتشار مطالب تند علیه روشنفکران ونویسندگان گرفته تا تخریب شخصیت محمد خاتمی به جرم آسانگیری وهمراهی با نویسندگان، هنرمندان واهالی فرهنگ اعم از خودی وغیر خودی.
در این میان ودر خط مقدم مقابله با وزیر ارشاد نشریات کیهان، رسالت وسوره نقشی بسیار تاثیرگذاری داشتند. [خوانندگان گرامی این نکته را نیز مد نظر داشته باشند که در سال های مذکور انتشار آن مطالب بسیار غیر معمول به نظر می رسید واگر مطالب یاد شده علیه مسول دیگری منتشر می شد به احتمال زیاد این گونه با گذشت همراه نمی شدو شایدهم اکنون نیز پس ازگذشت نزدیک به دو دهه از آن وقایع وتحولات گسترده صورت گرفته، بازهم انتشار این گونه مطالب علیه وزارت ارشاد با عواقب جبران ناپذیری همراه باشد.]
ماشین تخریب چنان عرصه را بر محمدخاتمی تنگ کرد که وی عطای وزارت را به لقایش بخشید ودر روز دوم خرداد 71 استعفای خود را تقدیم رئیس جمهور وقت کرد. وی در بخشی از استعفای خود نوشت: "حال كه مسؤولان بزرگواري كه بيش از من بايد مدافع كليت نظام و اهداف والا و سياست‌هاي آن باشند تهديدهاي اخير را در ساحت انديشه و فرهنگ جدي نگرفته يا به هر دليل و ملاحظه‌اي در برابر آن سكوت كردند و همين امر سبب تجري بيشتر كج‌انديشان و بدخواهان شده است، بهتر است سكانداري امر فرهنگ و هنر و اطلاع‌رساني در صحنه اجرا را نيز كساني به عهده گيرند كه شخصيت و باورشان با آنچه در اين صحنه جاري است ناسازگار نباشد يا دست‌كم راضي و قادر به انجام كار در شرايط فعلي باشند. اينجانب ترجيح مي‌دهم كه بدون دغدغه مسؤوليت اجرايي با آزادي و اختيار درخور وظيفه ديني و انقلابي و انساني خود را در دفاع از اسلام و مصلحت نظام، طوري كه آن را مي‌شناسم و به آن باور دارم و نيز مقابله با جمود و تحجر و واپس‌گرايي كه آن را بزرگترين آفت حكومت و نظام به قدرت رسيده ديني مي‌دانم و ذهن مبارك امام را به خصوص در سال‌هاي اخير نسبت به اين آفت ايمان و زندگي‌سوز شديداً نگران و بي‌تاب يافته‌ام و همچنين دفاع از حقوق و آزادي‌هاي مشروع جامعه و افراد تا آنجا كه توان و درك ناچيز من و امكانات اجازه دهد در موقعيتي تازه و به صورتي ديگر انجام دهم."
چهار سال بعد در انتخابات مجلس پنجم نیز این اتحاد علیه لیست کارگزاران وسرلیست آن فائزه هاشمی وارد عمل شد واتهامات بسیاری را به وی وارد کرد.اما در عمل این تخریب ها نتیجه عکس داد ودختر آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان دومین نماینده برگزیده تهرانی ها به مجلس راه یافت.
یالثارات، شلمچه، کیهان و انتخابات ریاست جمهوری هفتم
هنگامی که جناح چپ با انتشار نامه کوتاه میرحسین موسوی مبنی بر عدم حضور در انتخابات خرداد 76 می رفت که برای چند سال دیگر به کما برود، اعلام حضور سیدمحمدخاتمی در این جریان روحی تازه دمید. در ابتدای حضور خاتمی جناح محافظه کار سنتی وچپ جدید نسبت به حضور وی احساس خطر نکردند. اما از ابتدای سال 76 وفراگیر شدن موج خاتمی، این جریان ها سراسیمه ونگران به روش های قدیمی خود روی آوردند ودر دو ماه آغازین سال 76 بزرگترین حجم آتش تخریب را بر سر خاتمی ویاران وی فرور ریختند. از منابر گرفته تا تریبون ها عمومی و از رسانه های دولتی گرفته تا نشریات مکتوب.
در همان روزها ویژه نامه انتخاباتی یالثارات با تیراژ ده میلیونی برای تخریب خاتمی منتشر شد. در بخشی از مطالب این نشریه آمده بود"...کسانی که در اعتراض به عملکرد ذلت بار ودیانت برانداز وزیر اسبق ارشاد[خاتمی] کنج سلول انفرادی را بر آزادی توام بر بی تفاوتی برگزیدند هرگز نظاره گر تجدید دوران طلایی ابتذال نخواهند بود.. با ولایت گریزی وامام ستیزی شعار شرک آلود جامعه مدنی سر می دهند واز ولایت نایب امام زمان گریزان هستند..."
شلمچه نیز در شماره نه خود که در نیمه اول اردیبهشت 76 منتشر شد ادعا کرد که حامیان خاتمی خواهان حذف فیزیکی رهبر جمهوری اسلامی هستند.شلمچه می نویسد" این گرو هها سه حرکت در برابر ولی فقیه تدارک دیده اند.1- محدود کردن ولی در چارچوب قانون 2-در صورت عدم موفقیت در مرحله نخست ایجاد دکان در برابر مقام عظمای ولایت 3- در صورت عدم موفقیت در این دو مرحله به شهادت رساندن مقام عظمای ولایت..."
با این حال شاهد بودیم که بزرگترین عملیات تخریب با پاتک ملت به شکستی بزرگ برای این جریان بدل شد. در دوره اصلاحات هرچند روند تخریب از سوی جریان های مختلف استمرار یافت اما به سبب افزایش چشمگیر منابع دسترسی اطلاعات جامعه هر روز ازتاثیرگذاری مستقیم این روند کاسته شد.
و اما همت...
انتشار نشریه همت با سبک وسیاقی که در ایتدای نوشته به آن اشاره شد بسیاری از ناظران سیاسی وبه ویژه مطبوعاتی را در حیرت فرو برد. هرچند که این اقدام بیشتر به یک انتحار بی منطق وبچه گانه شباهت دارد اما نباید در تحلیل خود فقط به این دو پارامتر بسنده کنیم.اگر به این شماره ومطالب رسانه های نزدیک به این جریان توجه داشته باشیم شاهد خواهیم بود با توجه به واقعیت های اقتصادی، سیاسی ودیپلماتیک جهانی هرچه به روز داوری ملت در بیست ودوم خردادماه نزدیک تر می شویم بخشی از جریان های سیاسی کشور بیشتر اعتماد به نفس خود را از دست می دهند. وبرای نجات از کابوس شکست درتلاشند که معادله بازی را تغییر دهند. نباید تصور کرد که انتشار این نشریه در این هفته ودر اوج رایزنی های موسوی وخاتمی از سر اتفاق بوده است. واین امر را نیز حتماباید مورد توجه قرار داد که این نشریه تلاش وافری داشته است که به هر صورت ممکن دوقطبی انتخابات آینده را احمدی نژاد – هاشمی معرفی کند ونه احمدی نژاد- خاتمی.
شاید با توجه به نتایج انتخابات تیرماه 84 تصور می کنند امکان تخریب خاتمی در کنار هاشمی بیشتر باشد. با این حال به نظر می رسد که این افراد بازسازی نسبی چهره هاشمی در انتخابات مجلس خبرگان وتفاوت چشمگیر آرای وی با مصباح یزدی را در معادلات خود لحاظ نکرده اند.
باید دید که جریان های مخالف اصلاحات برای ادامه مسیر می خواهند مانند انتشار همت از حربه های گذشته بهره ببرند یا با خلاقیت از روش های تازه برای به چالش کشیدن رقیب استفاده کنند. این پرسشی است که آینده به آن پاسخ خواهد داد.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 15:54  توسط سیدحمید متقی  |