|
یادداشت های سید حمید متقی
|
نشريه هشتادوهشت: "... جریان افراطی در این دوره تلاش می کند تا حداکثر استفاده را از کاندیدای خاص[خاتمی] ببرد. در تحلیل درون گروهی، آنان کاندیدای خاص را یک مهره سوخته- نه مهره سوخته برای نظام بلکه مهره سوخته برای دوم خرداد- به حساب می آورند و به رای آور بودن او نیز اعتقادی ندارند ... این گروه معتقدند و گفته اند کاندیدای خاص باید از قید نظام خارج شود و داربست های ذهنی خود را کنار بگذارد...مهره ای که به زور و اجبار وارد میدان شده و با زور تا زمانی که این طیف می گویند باید بماند و به اجرای ماموریت بپردازد... هدف تندروها از حضور در عرصه انتخابات بالابردن هزینه نظام است نه سود رساندن به روند آن و به رسمیت شناختن نتایج انتخابات. ... آمریکایی ها در پاکستان ابتدا تلاش وافری کردند تا از طریق تبلیغاتی و دیپلماتیک بی نظیربوتو را به قدرت برسانند و از طریق او پاکستان را بدوشند ولی زمانی که دریافتند به هیچ قیمتی حزب او توان به دست آوردن اکثریت کرسی ها را ندارد به روش دیگری متوسل شدند. این یک عبرت است. بعضی از اصلاح طلبان سابقه روشنی! در این خصوص دارند..."
تصور می کنید این جملات در چه رسانه ای منتشر شده است؟ احتمالا درنگاه نخست شما هم تصور خواهید کرد که این مطلب بخشی از تحلیل های ماموت های مستقر در V.O.A وشبکه های لوس آنجلسی باشد و یا اطلاعیه ای در رسانه های وابسته به سازمان تروریستی مجاهدین خلق؟ شاید هم شطحیات شبانه نویسنده وبلاگی کم مخاطب باشد که می خواسته با کنارهم قرار دادن برخی کلمات مهم وپرمراجعی مانند خاتمی، بوتو وترور سر موتورهای سرچ کلاه بگذارد وتعداد بیننده های خود را افزایش دهد؟
واحتملا در ذهن خود طرح خواهید کرد که رسانه های داخلی دست کم تا حدودی به اخلاق، انصاف وپرنسیب سیاسی ملتزم هستند و بعید است این مطلب درآنها منتشر شده باشد حتی در روزنامه هایی مانند کیهان و وطن امروز.
اما باید گفت که سخت در اشتباهید. جملاتی که در ابتدای این مطلب درج شده بخشی از سرمقاله 24 بهمن ماه سال جاری روزنامه کیهان است. روزنامه ای که با بودجه عمومی کشور اداره می شود و در دو دهه اخیر به جولانگاه اندیشه اقلیتی خاص بدل شده است.
فارغ از واکنش هایی که این یادداشت در جامعه برانگیخته وباعث موضع گیری بسیاری از دلسوزان مردم وکشور شده است. این پرسش کلیدی مطرح می شود که در چند روز گذشته چه تحولی روی داده است که بعضی از کیهان نشینان چنین عنان از کف داده بی محابا برای رئیس جمهورسابق خط ونشان می کشند. به ویژه اینکه به تجربه ثابت شده است که مطالب این جریده بیش از اینکه برتحلیل استوار باشد بر پایه اخبار وآرزوهای گردانندگانش تولید می شود و این امر آن زمان نگران کننده ترمی شود که مشاهده کنیم این آرزوها در بسیاری از موارد جامه واقعیت به تن می کند.
برای یافتن پاسخ این سوال نیازی به تفحص در اخبار درگوشی محافل سیاستمداران ویا بررسی اخبار غیر رسمی سایت های خبری ندارید، کافی است در هفته گذشته در هنگام گذر از کناردکه روزنامه فروشی ها نگاهی هرچند گذرا به روزنامه ها داشته باشید. فکر می کنم شما هم قبول داشته باشید که اعلام حضور قاطعانه سیدمحمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری دهم تحولی بزرگ وسرنوشت ساز برای آینده ایران وبازیگران عرصه سیاست در این کشور به شمار می آید.
با توجه به نظر سنجی های صورت گرفته در ماه های منتهی به بهمن ماه جاری وفاصله دست نیافتنی خاتمی با بقیه رقبا از جمله محمود احمدی نژاد، اعلام حضور رئیس جمهور اصلاحات در نوزدهم بهمن ماه عملا به معنی نقطه پایان بر عمر دولت مورد علاقه کیهان نشینان به شمار می آید.
با این حساب باید به برخی نویسندگان آماتور این روزنامه حق داد که چنین سرآسیمه برای به در کردن رئیس جمهور آینده به هر نوشته وتهدیدی متشبث شوند.
برخی از تحلیلگران این فاش گویی را به معنی فرستادن پیام های منفی به رئیس جمهور سابق برای خروج از عرصه رقابت های انتخابات ارزیابی می کنند. اما باید تاکید کرد که نه خاتمی بیدی است که از این بادها بلرزد ، نه ملت قدرشناس ایران اجازه می دهند که به سمبل اراده آنها چشم زخمی وارد شود.
اگر دقت کرده باشید بسیاری از افراد هنگامی که به تنهایی در مکانی تاریک راه می روند از ترس ناشی از تنهایی وتاریکی شروع به خواندن آواز می کنند ویا با خود بلند بلند سخن می گویند، این امر موجب تسکین روحی آنها می شود.به نظر می رسد تهدید صورت گرفته علیه خاتمی واصلاح طلبان را باید به آواز خوانی شبانه کیهان نشین ها تعبیر کرد. چرا که بزرگان کیهان هم خوب می دانند که پیامد چنین نوشته های غیرمسولانه ای از قدو قواره انها بزرگتر است.