تبليغاتX
شب هزار و یکم - اوباما یا...
یادداشت های سید حمید متقی

نشريه هشتاد وهشت: سال پیش درست در چنین ایامی برخی از نشریات با توجه به حال وهوای آن روزها وآشکار شدن نخستین علایم به پاخاستن موج اوباما در ایالات متحده آمریکا واستقبال گسترده جریان های روشنفکری وصلح طلب جهان از این پدیده، باطرح مقدمات خاص این پرسش را طرح کردند که "اوبامای ایران چه کسی خواهد بود؟"

این جریان در اواسط سال جاری با توجه به عدم استقبال قشر بزرگی از جامعه به توصیه ها و راهکارهای آنان، در مرثیه یافت نشدن اوبامای ایرانی، آه وفغان برآوردند وعلم وکوتل عزا بپاداشتند که با چراغ کل قصبات و ولایات ممالک محروسه ایران را به جست وجوی اوبامای وطنی در نوردیده ایم وچنین فردی را نیافته ایم. به قول گفتنی: گشتم نبود، نگرد نیست!

به نظر می رسد برای یافتن پاسخی قرین با واقعیت به پرسش این عزیزان مبنی بر بودن یا نبودن معادل وطنی اوباما ابتدا باید شرایط دو کشور را با هم مقایسه کرد.

هر چند که مقایسه همه جانبه این دو کشور در این مجال اندک محال است اما با نگاهی گذرا به تاریخ این دو کشور به راحتی به تفاوت های غیر قابل انکار این دوکشور پي خواهيم برد.

یک سوی میدان کشوری با تجربه بیش از دو سده دموکراسی، انتخابات آزاد، بدون سابقه استبداد مطلقه فردی قرار گرفته در آن سوی میدان کشوری که در طول صدسال اخیر دو انقلاب و دو کودتای موفق را در کتابچه تاریخ خود به ثبت رسانده است. بیش از 2500 سال سابقه استبداد موروثی مطلقه فردی را نیزبا تمام وجود حس کرده است. شاید بتوان گفت: به صورت مستمرتنها در سه دهه اخیر شهروندان ایرانی دخالت در تعیین سرنوشت خود را تمرین وتجربه کرده اند.

از سوی دیگر انتخاب چهل وچهارمین رئیس جمهور آمریکا نقطه عطفی در تاریخ این کشور به شمار می رود نه به این جهت که شایسته ترین رئیس جمهور آمریکا بر مسند نشسته که اوباما با افرادی چون واشنگتن،لینکلن و...قابل مقایسه نیست، بلکه صرف ورود یک رنگین پوست آفریقایی تبار مسلمان زاده به کاخ سفید آن هم با شعارهای ضد جنگ نظام این کشور را وارد مرحله تازه ای کرده است. حضور اوباما با این پارامترها بسیارفراتر از تصور لوترکینگ،ملکوم ایکس وبقیه رهبران برابری طلب ایالات متحده بوده است. بسیاری از نظریه پردازانی که به توهم توطئه معتقد نیستند انتخاب اوباما رانمایانگر بلوغ دموکراسی دویست ساله ایالات متحده می دانند.

حال برگردیم به پرسش ابتدای این متن که اوبامای ایران کیست؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید به این سوال محتوم پاسخ داد که آیا دموکراسی ایرانی به مرحله بلوغ رسیده است؟ در کشوری که هنوز بعضی از سردمداران یک جریان تاثیرگذار سیاسی درباره لزوم تمکین حاکمیت به رای مردم اما واگرهایی مطرح می کنند. جمله صریح بنیانگذارجمهوری اسلامی مبنی بر میزان بودن رای ملت توسط برخی محافل جمله ای واکنشی برای اسکات خصم عنوان می شود، احزاب هر روز بامحدودیت های جدید رو به رو می شوند وحتی بسیاری از آنها از داشتن رسانه نیز محروم هستند و...می توان از بلوغ  واوباما سخن راند؟

به قول دکتر سروش در یکی از یادداشت هایش که فردی از نهنگ سخن می گفت مخاطب از او پرسید نهنگ چگونه جانوری است؟  وی پاسخ داد موجودی بزرگ است که مانند شتر دو شاخ دارد. آن فرد گفت: فکر می کردم که فقط نهنگ را نمی شناسی اما دریافتم که شتر را نیز تا کنون ندیده ای!

با این اوصاف باید پذیرفت که ما در ابتدای راه طولانی دموکراسی ایستاده ایم وبا توجه به وضعیت کنونی به نظر می رسد که بیش از آنکه به دنبال شعارهای لوکس و روشنفکرانه باشیم باید به نجات ایران، مردم ودموکراسی نوپای خود بیاندشیم.

امروز به جای افسوس در نیافتن اوباما باید به دنبال لینکلن،واشنگتن ویامدیسون باشیم. شخصیتی که ستاد88،احزاب شاخص اصلاح طلب و اکثریت مردم ایران او را یافته اند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 15:21  توسط سیدحمید متقی  |